تبليغاتX
معلق
 

 ..." من لحظه ای را برایت خلق خواهم کرد که خواهی توانست در آن عمل کنی ، تصمیم بگیری و اتفاق را آنگونه که خود می خواهی نقش ببندی و در تجربه ای تازه به خلق معنا دست یابی و شاهد بروز احساس نابت در این مکان باشی ، مکانی که که هیچ باز دارنده نیست تا نگذارد  خالص ترین و حتی زشت ترین امیال وجودت را کشف و نمایان سازی، من جهانی برایت خلق خواهم کرد که در آن آزادانه به بازشناسی خویش دست می یابی" ...

 

مقاله ای در باب تئاتر تجربی و لزوم آن برای مخاطب امروز  نوشته امیر سلیمانی

به آدرس مجله الکترونیکی دادار

توسط امیر در 4:54 بعد از ظهر |
کودک فال فروش افقانی

با دماغ سرخ و لبهای ورم کرده از سرما

دلدادگی حافظ می فروشد به صدتومان

توسط امیر در 9:53 قبل از ظهر |
خود را به واژگانی میسپارم

که تو  می رانیشان به جایی

 که در آن نشانی از من نیست.

توسط امیر در 9:44 قبل از ظهر |
به آخرین پکهای این سیگار فرصت باقی است تا مرگ

کام از وجودت میستانم داغی سرخ پر التهاب سوزناک من

هرچند به لحظه واپسین نزدیکم میکنی .

 

(برای همه لحظاتی که در کنار مسی و کیان عزیز گذشت )

توسط امیر در 5:25 بعد از ظهر |

 

 

نگاه کن چگونه به غضب می آیند.

همه جاودانگی تاریخ سلحشوران زمین.

 

آن هنگام که به صدای شور انگیز نفسهای تو

مردانگیم را به فاحشگیت میبازم
توسط امیر در 10:7 بعد از ظهر |