تبليغاتX
معلق

با چشمهایم
این پنجره ی بی پرده ی ذهن
به جهانی مینگرم  که  آفریدم
به شما . . .


توسط امیر در 1:35 بعد از ظهر |
 

به آغوش من اگر می آیی

بکارتت را نذر کن میان مردان متورم

اینجا قیامتی است

که زنانگیت به سر انگشتان مردانگیم

نخواهد لغزید

 

 

توسط امیر در 5:33 بعد از ظهر |

صیادی که به آزادی غره است

به بندم نخواهد افکند هرگز . . .


                                            (برای تو . . . )


توسط امیر در 10:9 بعد از ظهر |

 خلقت . . . شاید
 
خیالپردازی شاعرانه ی خداییست

 که به حبس ابد محکوم  است !


توسط امیر در 9:48 بعد از ظهر |

در این دیر
یک  نگاه  است  و هزار  خدا

در این دل
یک  خداست  و هزار  نگاه . . .


توسط امیر در 10:59 بعد از ظهر |

تحلیل شعر از منظر زبان شنا سی

اگرچه فردینان دو سوسور زبان شناس مشهور (دوره زبان شناسی عمومی،هرمس،1378) مطالعه ادبیات را به منزله ی حادثه ای که در زمان رخ میدهد،بطور جدی وامروزی مورد توجه قرار داده است، با این حال، بسیاری از زبان شناسان آرای منصوب به سوسور را به خاطر آن که در قالب گفتارهایی برای ارائه در کلاس درس تنظیم شده فاقد انسجام لازم دانسته اند. از این رو نظرات زبان شناسی که در سنت پساسوسوری به پژوهش در زمینه ادبیات دست زده اند، برای تحلیل اکثر شعر های امروزین شاعران تجربه گرا بیشتر به درد می خورد. آنچه که برای زبانشناسی امروزی، در رابطه با سوسور، در درجه اول اهمیت قرار دارد، نظر او مبتنی بر تقدم گفتار بر نوشتار است . او می آموزد که باید زبان را مطالعه کرد، نه ادبیات را .

در همین راستا فیلمور ، 1975 با ذکر شواهد پژوهشی نشان میدهد که درک معنی یک گفتار فرایندی بسیار فعال و سازنده است، به طوری که ما بر اساس دانش و تجارب پیشین و انتظارات خود، چه درمورد سخن گو وچه در مورد جمله و یا در مورد شرایطی که جمله در آن گفته می شود، دست به فرضیه بافی می زنیم . بر پایه چنین فرضیه هایی، شعر اگرچه رابطه با واقعیات خارجی دارد ، اما تایین مرجع بیرونی گاه پیچیده تر از آن است که تصور می شود. بنابراین عبارتهای شعری گاه بر فضا ، محیط . موقعیتی قابل تفسیر دلالت دارند. تشبیه های شاعرانه تقریبا با شباهتهایی واقعی بین اجسام و اشیا معنی نمی شوند، بلکه واژه ها و عبارتها، نام و اشیا گاه از مفهوم صریح خود جدا می شوند ودر چهار چوب کل یکپارچه متن شعر قابل تفصیرند. به عبارت دیگر بر خلاف زبان عادی و روزمره ، در شعر واژه یا عناصر دلالت گر، اشیا و اما کن را نمی توان به مفهوم صریح آن گرفت، بلکه بسته به ابتکار شاعر، دلالتهای فرعی و ضمنی آن برای درک شعر بسیار پر اهمیت ترند. عبارت به کار رفته در هر شعری ، در زمره عناصر کلامی هستند که برای تفسیرشان به درک بافت نیاز داریم و اینکه زمان و مکان تولید این گفتار چه موقع و کجاست. از این رو میتوان گفت که معنای یک جمله یا عبارت شعری پایدار نیست، بلکه تا حدی به زمینه و موقعیتی بستگی دارد که جمله از آن فضا بر خواسته وبیان میگردد. با شناخت موقعیت، واقعیاتی را که گفتمان در آن روی میدهد، بهتر خواهیم شناخت. فیلمور در همین چهارچوب زبان شناختی دست به فرضیه بافی می زند و بافت موقعیتی را به منزله یکی از حیاتی ترین عوامل حاکم بر تحلیل گفتار بر می شمارد. بافت موقعیتی هم امکانات متعدد تعبیر کلام را محدود میسازد و هم عاملی برای تایید تعبیرمشخص مخاطب به حساب می آید. از این رو برخی عبارات و واژه ها را نمی توان تصور کرد که جنبه تزئیینی دارند یا صرفا در نقش تکمیل کننده جنبه شعر ارائه شده اند.در حالی که در بافت موقعیتی خود از تفسیر روشنتری برخوردار می شوند.فیلمور بر اساس گفتارهای متفاوتی نتیجه می گیرد، که ویژگی های بافت و پیش زمینه ومخاطب مشخص است که تایین می کند، چه چیزی باید در گفتار به عنوان گرانیکاء یا نقطه اتکا در نظر گرفته شود. با اینکه عبارات به کار رفته شده در هر گفتاری ممکن است در اصل از ویژگی فیزیکی، اجتماعی و معنایی زیادی بر خوردار باشند، هر کدام از این ویژگی ها احتمالا با رفتار تعاملی خاصی هم خوانی دارند. فیلمور در تحلیل دیگر خاطر نشان می سازد ، که به منظور درک درست منظور کلام نباید از این امر غافل بود که اشیایی که در این گفتار به آن اشاره می شود، ویژگی و موقعیت خاص خود را دارند وبدون هیچ پیش زمینه ای ظهور نمی کنند. از این رو اسامی و عبارات به کار رفته شده را نمی توان به سادگی به منظور بیان یک هویت ویژه در همه موقعیتها و شرایط به طور یکسان به کار گرفت. با وجود این نباید از نظر دور داشت که، تحلیل شعر گاه ازتجزیه و تحلیل ساده کلام فراتر می رود، به فراسوی زبان می نگرد و به کاربرد آن توجه دارد. در چنین حالتی نیز برای درک منظور گوینده، تحلیل شعر به منزله ی بررسی معنی در جریان کاربرد کلام در بافت اجتماعی ودر موقعیت زمانی و مکانی مشخص تعبیر می شود. از این رو باید گفتمان عصر را درک نمود. بنابراین، چنان چه در نشانه شناسی چنین اشعاری تحلیل تاریخی مناسبی صورت نگیرد و یا سطوح انتزاعی شعر از سطوح ملموس اجتماعی – تاریخی بسیار فراتر رفته باشد، همین می تواند موجبات رد هرگونه قطعیت در تفسیر را فراهم آورد و چهره واقعی شعر همچنان در ها له ای از ابهام باقی بماند .

     علی تحصیلی

 (نشریه فردوسی شماره68-67)



 


توسط امیر در 3:34 بعد از ظهر |
نیمی قربانی، نیمی شریک جرم، مثل همه! “سارتر”

 

www.daadaar.com
توسط امیر در 2:31 قبل از ظهر |