تبليغاتX
معلق


هیچ چیز آنطوری که به نظر می رسد نیست

تصویری که از من در ذهن داری دروغ است

تصوری که از خویش داری توهم است

انسانها هیچ ربطی به هم ندارند

ما نیز منقرض می شویم

این شعری جهانشمول نیست

من شامل جهان نمی شوم

فلسفه هم شامل حقیقت نیست

من فقط در بعدی از تاریخ زیسته ام

بی تاثیر

آسمان است که تنها می ماند

باور کن

بچه های ما فراموش میکنند

ای کاش . . .

پیرزنی روی قبرم فاتحه بخواند . . .




توسط امیر در 3:51 بعد از ظهر |

به کرانه ای دور دل می بازم


تا پدر همان غریبه ی بوالهوس بماند

و مادر سینه هایش بخشکد

در اندوه کودک حرامزاده اش

و پچ پچ مردمان

دخترک جامانده از من

را بارور کند

.

من محو خواهم شد

.

در کرانه ی دور  ،  دور  ، دو ، د، . . .






توسط امیر در 4:24 بعد از ظهر |