تبليغاتX
معلق

روانشناسی

روانی شناسی

روان کاوی دن . . . روان گايئ دن . . .

بی شک فروید یک بیمار تحت درمان بود

و درمان . . ده بود از آنچه روانش را به فاک داده بود

آنگاه که روان کاو شد . . . کاویده شده بود در خودش

و چاره ای نداشت بجز تهمت زدن بر من

مادرم ٬ پدرم ٬ خواهرانم

و حتی زن دایی سفید روی کون گنده ام

و تو ٬ زیبای حدود ۶۰ کیلویی من .

اگر فروید نبود من حالا خیالم راحت بود

و به انکار مازوخیستیم ادامه می دادم

و تو را می کاویدم . . .

پیش از آنکه کاویده شوی . . . ( کلاً علامت سوال و تعجب و انواع دیگرش )

تقدیم به دو بیمار : خودم و تو . . .

توسط امیر در 2:45 قبل از ظهر |
 

مشت ها رو به آسمان

گل یا پوچ

خدا می بازد

میان یک احتمال و هزار حماسه

 

 

 

 

 

 

 

توسط امیر در 4:47 بعد از ظهر |
 

مرگ ٬ باکفشهایی واکس زده و کراواتی ارغوانی به دیدارم می آید .

- آقا شما مسواکتان را زدید؟

- لازم می شود؟

- دهان تان بوی سیگار و تافن فلسفه می دهد.

  صورتتان چی ٬ خوب شسته اید ؟

- امروز صبح ٬ با خیال زیستن .

- نه ٬ هنوز سرخ است از لبهای متورم و سیلی دیرین کودکی

  دوش گرفته اید ؟

- پس از آخرین امید برای محبوب بودن ٬ سه شنبه ی پیش . 

- اما چرک اتهامات هنوز روی تن تان ماسیده ٬ دعا کرده اید ؟

- سالها پیش آنگاه که خداوند تنها چاره ی بداقبالی تقدیر بود .

- خداوند دیروزتان مغلوب توطئه فیلسوفان امروز شد .

   . . . شما اصلا آمادگی ندارید .

- آمادگی چه چیز را ٬ ادامه یا رهایی ؟

-آمادگی آغازی دیگر را . . .

( و من هر روز مسواک می زنم ٬ دوش می گیرم ٬ و دعایم را می خوانم

 تا شاید شایسته چیزی باشم . . . زیستن یا مرگ )

 

 

 

توسط امیر در 10:39 بعد از ظهر |